تا یک هفته بای

دارم میرم خونه مامان بزرگ رضاااااا

 

چرا؟

چونکه بنده خدا حالش خوب نیست بیمارستان بستریه و من و رضا با مامانش داریم می ریم دیدنشون

خونه شون شهرکرده میریم پیشش که دخترش یعنی مامان رضا ازش مراقبت کنه منو رضا هم این وسط از فرصت استفاده میکنیم و دوباره میررررررررررریم تو دشت و دمن نیشخند

پس تا هفته دیگه باااااااااااااای

دخملای خوبی باشین

منو یادتون نره

راستی یه چیزه دیگه

می خوام دکترم رو عوض کنم

و ای وی اف کنم اونم با ارادی آهنین

حالا بعدا میام میگم چرا و چی شد و چطوری ووو.......

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان کوچولوها

همیشه خوش باشین امیدوارم سفر خوبی داشته باشین و مطمئنا بهتون خوش میگذره [ماچ][خداحافظ]

لیلی

انشالله زودی مامان بزرگ خوب بشن سفر خوبی داشته باشین [قلب]

حمیدرضا

سلام.[ماچ]برای قندک[ماچ]... امیدوارم حالشون خوب بشه... چقدر دوست دارم که یه بار اون طرف ها برم...

مهنوش

سلام مریم جونمممممممم وای دلم برات تنگ شده بود...خدارو شکر میری آب و هوایی عوض میکنی خوش بگذره...امید وارم زودتر خبرای خوش بشنویم....

نانا

خوش بگذره و خوش باشي..... تو موفق مي شي .... خوشحالم كه تصميم گرفتي ادامه بدي..... به آخرش فكر كن.... به يه ني ني خوشمل و ناز و دوست داشتني.... چشماتو ببند و ادامه راه رو برو.....[ماچ]

سمیه

خوش بگذره مریم خانوم گل فقط تو دشت و دمن زیاد شیطونی نکنیا[نیشخند] خیلی کار خوبی کردی که می خوای ادامه بدی موفق باشی عزیزم[قلب]

فرناز

مریم جون سفر بهت خوش بگذره ایشاا... نی نی تو شکم برگردی[چشمک]

مریم مامان آوا

سلام مرمری خوفی؟ چقدر خوشحال شدم از تصمیمت. چقدر روحیه گرفتم. نمیدونم چی باعث شده تصمیمت عوض بشه اما هرچی بوده خیر بوده.[لبخند] مسافرت هم بهت خوش بگذره. الان بهترین فصله واسه مسافرت. همه جا سرسبز. دلم سوخید[ناراحت] کاش ما هم میتونستیم بریم گشت و سفر.....

مامان سارا

مرمری خدا را شکر سفر بهت خوش گذشته و حسابی در دشت و دمن حال کردی با اراده آهنین برو جلو به امید توفیق[ماچ]