فردا میرم دکتر

خدایا

بارها و بارها باهات حرف زدم چه حرف زدم چه حرفهام رو

نوشتم

حالم خوب نیست

یه طوریم

 دوست دارم گریه کنم

دلم گرفته

میدونی آدم از کی ناراحت میشه و بیشتر دلش میگیره و

میشکنه؟

از اونی که خیلی دوستش داره و اصلا انتظارش رو نداره

ناراحتش کنه!

من تو رو خیلی دوست دارم

دوستت دارم چون:

بزرگی

مهربونی

صبوری

بخشنده‌ای

چون خداااایی

ولی منکه این همه خوبی ندارم منکه به اندازه تو صبر ندارم

مهربونی ندارم بزرگی ندارم دلم زود میگیره زود میشکنه تا

اینطوری میشم میام پیش خودت میام با تو حرف میزنم تو

سنگ صبور منی تو که از همه چیزه من خبر داری تو که

همه حرفهای دلم رو میدونی پس کمکم کن

کمکم کن

که بیشتر از این چشم انتظار نباشم

فردا میرم دکتر برای سونو و مشخص شدن روز آی یو آی می خوام

 همراهم باشی می خوام کمکم کنی هم به من هم به اونایی که

چشماشون مثل چشمای من منتظره

منتظره یه هدیه یه معجزه یه امید

قرارمون برای فردا بعد از ظهر با هم میرم دکتر

پی نوشت:

دوستان عزیزی که این وبلاگ رو می خونید برام دعا کنید دعا کنید این دفعه دست پر برگردم

شنبه میام می نویسم دکتر چیااا بهم گفت

دوستتون دارم

/ 10 نظر / 18 بازدید
حمیدرضا

سلام. امیدوارم که دست پر برگردی[گل][گل][گل]... راستی بوس برای قندک هم یادم نرفته[ماچ][ماچ]...برات دعا می کنم[گل]

ساناز

مريم جونم. قرار نبود كه با اين روحيه بري:( پس حرفاي من چي شد؟ به هر حال اميدوارم كه ايندفه با قندكت برگردي. چون دفه پيش بي‌احتياطي خودت باعث اون اتفاق شد. ايندفه رو بيشتر هواي قندكمون رو داشته باش. خــــــــــــــــــدايــــــــا خودت مواظب مريم جونم بــــــــــــــــاش [خداحافظ]بـــــــــــــــــــــــــــــاي بــــــــــــــــــــــــــــاي[خداحافظ]

×××

مریم جون از صمیم قلب برات دعا میکنم فردا روز اول ماه محرمه روزه برا طلب حاجتش خییییییییییلی موثره من ژارسال امتحان کردم و جواب گرفتم موفق باشی شنبه بهت سر میزم انشاله همه چی بر وفق مراده

نازی

مریم جونم سلام کجایی دلم برات یه ذره شده انشاا... که خوش خبر باشی از خدا میخوام که به حق این روزهای عزیز دلت رو شاد کنه [ماچ] این هم برا ی قندک [ماچ]

غصه

سلام عزیزم راستشو بخوای با خوندن اینا اشکم جاری شد هر چند تصمیم گرفتم که در حال زندگی کنم و انقدر به اون عملای بی نتیجه که فقط باعث اضافه وزن شدیدم شدن فکر نکنم راستش من یک سال بعد از عمل واریکوسل شوهرم سر کار بودم و چند بار آی یو آی کردم و یک میلیونی هم هزینه ولی وقتی پیش بهترین دکتر شیراز رفتم (مرکز ivf) آب پاکیو ریخت رو دستمون و گفت فقط و فقط میکرو اینجکشن..... روزی چندتا آمپول توی بازو که دیگه خودمون میزدیم و بازوهام کبود شده بودن + 10 کیلو اضافه وزن بخاطر اون هورمونای کوفتی+ چند تا عمل ناقابل که همه زمینه ساز میکرو بود و اون کشت و تلقیح و تزریق لعنتی....... وای که دیوونه میشم هر وقت یادم میاد حدود 3 میلیون هزینه که بیمه تکمیلی هیچیشو نداد چون ظاهرا تولد زورکی تو ایران برای بیمه جالب نیس.... و آخرش هیچ نمیخوام نا امیدت کنم ولی منکه پشیمون شدم.... چون دیدم این قضیه برای بهترین دکترها هم خیلی تجاری شده واصلا براشون مهم نیس چی بهت میگن یا چی کار میکنن.... اونی هم که اون بالاس انگار میگه بیخود زور نزن....اگه بخوام به موقعش میدم..... تازه اگه منطقی هم فکر کنی تو این شرایط شیر تو شیر جامعه چرا پاییه

غصه

اهکی... نصف پیغاممو خورد در ادامه گفتم: منم از مطب دلم میگیره و امیدورام خدا به حق رشادت حسین و به آبروی زینب یه پسر به خوشکلی قمر بنی هاشم بهت بده خوش باش که استرس برات زهره بووووووووووووووس

غصه

راستی گلم من آدرست رو از تلویزیون فارسی بی بی سی شنیدم برنامه نوبت شما که درباره نازایی بود خوشحال باش که اینترنشنال شدی دوس داشتم شیراز بودین باهاتون از نزدیک آشنا میشدم ولی این وجه مشترک چه دلیل بدیه برای دوستی

غصه

دیگه بسه...... بای

غصه

دیگه بسه...... بای

ساناز

مريم جونم كجايي؟ پس چرا آپ نشدي؟ :([وحشتناک]