بدون عنوان

خدایا هرگز نگویمت دستم بگیر!!

عمریست گرفته ای .....

رهایم مکن.

قشنگه نه؟

خودم خیلی این جمله رو دوست دارم یه طوری به آدم قوت قلب میده یه حس قشنگ هم میده یه حسی که انگاری همیشه و همه جا خدا همراهمه

ای قندک امان از دست تو مگه دستم بهت نرسه

می خوای آخرش باهامون چکار کنی؟

کاش می شد خودت بیای

دلم برای بابایی خیلی می سوزه خیلی زیاد میدونی دکتر گفته که دیگه ای یو ای نمی کنم باید میکرو بشی فقط و فقط

دلم نمی خواد میکرو بشم علتش رو میدونی که

ولی دارم روش فکر میکنم نه به خاطر تو!

بلکه به خاطر بابا

دوست ندارم بیشتر از این از من و اطرافیان خجالت بکشه دوست ندارم بیشتر از این غصه بخوره

می خوام مثل همیشه توکل کنم به خدا و چند ماه دیگه برم برای میکرو شایدم با دکتر صحبت کردم زیف رو انجام بده برامون بببینم دکی چی میگه

هر چی هم شد بشه

حتی اگه شکمم آب آورد بزار بیاره

بالاتر از سیاهی هم رنگی هست

درد داره میدونم سخت هم میدونم ولی به نتیجه ش می ارزه

میدونم تا لحظه ای که قدم به بیمارستان بزارم دلم راضی به این کار نیست و می ترسم

ولی فکر کنم راه دیگه ای جلوی پام نباشه

مجبورممممممم مجبور

دیشب داشتم فکر میکردم

گفتم برم یه امام زاده ای اونجا بس بشینم و تا میتونم التماس کنم

دعا کنم که خدایا نزار تیغ جراحی بهم بخوره نزار این میکرو که برام مثل یه کابوسه تو زندگیم رقم بخوره

یه کاری کن کارم به اونجا نکشه

حاجتم رو بده

بعد دوباره گفتم نه این کارو نکن خوب نیست آدم با التماس زیادی چیزی رو از خدا بخواد شاید وقتش نیست شاید فعلا صلاح نیست

چه میدونم قندکی

فعلا یه عالمه فکر تو سرمه که هیییی دارن تاب می خورن بالاخره یکی شون رو انتخاب میکنم و تا مرحله ی عمل پیش می رم

اگه خواستم میکرو یا این جور کارها رو انجام بدم از 1 ماه قبلش شروع میکنم به خوردن چیزهای پروتئین دار که آلبومین بدنم بالا بره و شکمم آب نیاره ناراحت باید تا می تونم موز و گوشت بخورم و همینطور تخم مرغ آبپز سبز فکر کنم بشم اندازه یه توپ مژه چه میشه کرد همیشه زندگی اونجوری که ما دوست داریم نیست

یه وقتایی باید از جونمون هم براش مایه بزاریم مثل الان منه بیچاره که می خوام برم این کارو انجام بدم

دکتر گفته ممکنه دوباره شکمت آب بیاره ولی منه پوست کلفت می خوام برم هنوز هم دوست ندارم و دنبال یه راه فرار هستم اگه راه فراری پیدا نکردم دیگه مجبورم چند ماه دیگه برم

برام دعا کنید یه فرجی بشه که احتیاج به میکرو و این جور چیزها نداشته باشم

 

 

 

 

/ 14 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساناز

[وحشتناک][وحشتناک]

حمیدرضا

سلام. این بوس برای قندک[گل]... برات دعا می کنم که زودتر این قندک بدون دردسر بیاد و بعدش ما اینجا بیام بهت هی اسمهای قشنگ و عجیب و غریب پیشنهاد بدیم[لبخند][چشمک]

آنوش

ای کاش وبلاگتو میخوندم و خبر خوب میدیدم ای کاش قندکت اومده بود ای کاش اون روز رسیده بود اما چه میشه کرد ما هم هیچ نسخه ای جز صبر برات نمیتونیم بپیچیم که خودم از شنیدن این خبر چشمهام پر اشکه خدا رو شکر که قدرت ارادت زیاده فقط از خدا برات قدرت بیشتر میخوام

فرناز

مریم جووونم منم مثل همه دعا میکنم نیاز به عمل و اینا نباشه و خدا به خاطر همه صبوری ها و تلاش ها و دل مهربونت این قندک رو برات بفرسته. ایشالله [گل]

سمیه

مریم جونم هر دفعه نمی دونی چی حالی میشم وقتی دردو دلت رو می خونم خدا می دونه که لحظه به لحظه دارم دعات می کنم فقط می تونم بگم خوش به حالت که اینقدر ایمان و توکل داری[قلب]

مامان سارا

مریم جون خیلی جمله زیبایی در اول پستت گذاشتی. خدا کنه، خدا هیچ وقت رهامون نکنه. مرمر نازنینم خدا را شکر دل بزرگ و روحیه قوی داری کاش میشد این بار می آمدی تهران قدمت روی چشمم[گل]

لیلی

مریم عزیزم با ایمان و توکلی که داری خدا هم داره کیف می کنه ازت تو واقعا یه فرشته هستی [قلب] مطمئن باش خدا شما رو منتظر نمی زاره و بلاخره قندکی می یاد توی دلت . از خدا می خوام کارت به اونا نکشه و بدون دردسر مامان بشی خوشبحال قندکی که همچین مامان خوبی داره [گل]

مونا (مامان سارینا و سامیار)

سلام عزيزم ازت ممنونم كه به وبلاگم سر زدي خيلي خيلي خوشحال شدم دوست عزيزم با خوندن مطلبت واقعا" دلم لرزيد و اشك تو چشمام حلقه زد من مطمئنم خواستن = توانستنه و تو ميتوني و موفق ميشي من كه واقعا" از ته دلم از خدا ميخوام كه تو رو به آرزوت برسونه و اگه قابل باشم برات دعا ميكنم اميدوارم خدا صداي منو كه باردارم بشنوه دوستت دارم ميبوسمت

مامی آلینا

بااین حس مثبتی که خودت برای ادامه راه داری امیدوارم خواسته دلم برآورده بشه مریم جون.من همیشه برات دعامیکنم گلم[ماچ][بغل]

فرناز

عزیزم شدیدا باهات همدردی می کنم به من هم سر بزن و از حدیث نفست بگو اگه خواستی تبادل لینک کنیم