من و عطار **** من و بلاگفا

خب بزار مامانی برات از ماجرای من و عطار بگم منظورم آقای عطار هستش

چند وقته پیش یکی از دوستان بهم گفته بود که گرده درخت خرما خیلی خوبه برای تقویت عالیه و معجزه میکنه خودش هم استفاده کرده بود و نتیجه گرفته بود منم گفتم خب پس بهتره برم عطاری گرده درخت خرما بخرم

رفتم عطاری

من:  سلام آقا خسته نباشین

عطار:  سلام خانوم ممنون بفرمایید

من: ببخشید گرده درخت خرما دارین

عطار:  بله خانوم داریم

من:  لطفا 1 کیلو بهم بدین

عطار:    تعجب    من اصلا 1 کیلو تو مغازم نداااااااارم

من:  چطور آقا؟؟؟؟

عطار: خانوم گرده درخت خرما رو ما مثقالی می فروشیم مثل زعفران می مونه !!!!!

من:     خجالت   ببخشید من نمی دونستم حالا چرا ا ینقدر گرونه

خب خانوم به خاطر خاصیتشه دیگه

بعد من گفتم حالا چکار کنم؟ به نظر شما ما باید چند ماه استفاده کنیم تا نتیجه بگیریم آقاهه گفت 1 ماه معمولا استفاده میکنن بعد من گفتم برای 1 ماه لابد باید نیم کیلو خرید دیگه مگه نه ؟

بله خانوم شایدم بیشتر چون باید هر روز استفاده کنید

خلاصه این شد که آقای عطار قراره بره سراغ هر چی نخله و گرداشون رو جمع کنه بیاره برای ما تا شاید کار ساز شه  نیشخند  

راستی قیمتشم بگم برای اونایی که می خوان بخرن

گفت 1 کیلو= چهارصد هزار تومان

یه پودر کرمی رنگه که بو و طعم خاصی هم نمیده باید بریزین تو عسل و هر روز صبح 1 ق غ خوری همسری بخوره و خانوم هم از روز 5 پ ر ی بخوره

*********************************************************

حالا از بلاگفا بگم 2 روزه پیش تو خونه بودم در اثر بیکاری بسیار شدید گفتم یه سری به نت بزنم ببینم چه خبره خلاصه همینطوری که تو نت وول می خوردم رفتم سراغ وبه چنتا از دوستان بلاگفایی و گفتم بزار براشون کامنت بزارم ببینم میشه یا بازم برایم پیغام میده و میگه امکان درج نظر برای شما وجود ندارد

کامنت رو گذاشتم و در کمال ناباوری دیدم ارسال شد پس متوجه شدم که هر چی هست زیره سره نت شرکتمونه عصبانی

بلاگفای بیچاره چقدر تو این مدت باهاش دعوا کردمناراحت

********************************************************

برمیگردم فعلا کار دارم

یه خواب خوشگل هم یکی از اقوام برامون دیده بعدا میام تعریف میکنم ماچ

/ 4 نظر / 409 بازدید
شكيبا

سلام پس به من چرا پيام نذاشتي من كه هميشه برات پيام ميزاشتم[گریه]

مامان سارا

چه جالب[پلک] پس بگو چرا مردای جنوب زیادی اکتیون [چشمک] اینقد که اهل خرما و شایدم گرده اون هستن[نیشخند]

نانا

سلام به قندک و مامانش... خوبین... دلم براتون تنگ شده بود... آی مامانه قندک من که بهت گفته بودم درده بلاگفا چیه!!! چلا به حرفه من گوش نکردی.... تمام کسایی که از اینترنت اشتراکی (یعنی سروری که یه عالمه استفاده کننده داره مثله شرکت ما!!) استفاده می کنن نیم تونن برای بلاگفا پیام بزارن . به دلیل مکسائل امنیتی مریمی....... من این ماه منتظره خبرهای خوبم...ایشاله خبر خوب رو می گیری از سر چند راهی رد میشی... نگرفتی هم برو آی یو آی ... جانه من سراغه آی وی اف نرو دلم می لرزه..... [ماچ][ماچ][ماچ]