برای قندکم

منتظر قندکی هستم

این روزها این مغز من دیگه یاری نمیکنه

چرا؟

الان میگم

موندم سره چندراهی

مردم می مونن سره 2 راهی اون وقت من سره چند راهی  موندم چه پیشرفته هستم من نیشخند مهرماه که دیگه چیزی به تشریف فرمایشون نمونده باید اسباب کشی کنیم بریم تو خونه خودمون هوراااااااااااااااااااااااا مبارکه انشالله نی نی بیاد توش

 روزیه همه اونایی که مستاجرن آمین

بعد از مهر ماه آبادنه دیگه مگه نه ؟  چشمک  موندم که چکار کنم بخدا کلافم

حس فکر کردن هم دیگه ندارم

یه دلم میگه برو ای یو ای

یه دلم میگه برو سراغ نی نی های فریز شده

یه دلم میگه صبرکن شاید حکمتی باشه

یه دلمم میگه برو یه دکیه دیگه شاید یه داروی جدیدی بهمون بده یا یه راه تازه ای جلو پامون بزاره

چقدر دل دارم من چشمک

خلاصه موندم که این آبان ماه رو چکارش کنم کدوم یکی از این دلها رو انتخاب کنم همسری میگه برو سراغه دله اول یعنی ای یو ای

خودم بیشتر با دله دوم موافقم یعنی نی نی های فریز شده با به عبارتی  یخمکی خنده

موندم ولاه نمیدونم چکار کنم از طرفی هم می ترسم نکنه یه وقتی این دفعه هم مثل دفعات قبل بشه یعنی ناموفق باشه

اون وقت میدونی چه ضربه ای به ما وارد میشه بابا سنگ هم بود تیکه تیکه شده بود

دلم بیشتر برای بابایی می سوزه هر بار ناموفق بودن یعنی نابودی اون تو خودش می ریزه مرده دیگه چکار کنه

بعد یهوی می بینی یه جایی نشون میده اون وقته که یکی بیاد خاموشش کنه عصبانی

منه بیچاره با یه دریا آب هم که برم سراغش فایده نداره

ای خدا خودت بگو چکار کنم

توکل به تو

نوشته شده در چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸۸ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات () |


Design By : Night Skin