برای قندکم

منتظر قندکی هستم

سلام دوستان عزیزم

رفتم دکی

دل تو دلم نبود ببینم چی بهم میگه از چهرم می شد تشخیص داد که چقدر استرس دارم

نوبت من شد رفتم پیش دکی بهش گفتم خانم دکتر من یه بار ای وی اف کردم و شکمم آب آورده ممکنه دوباره این اتفاق برام بیفته

خانم دکتر بدون اینکه بهم نگاه کنه همینطوری که سرش پایین بود گفت بللللللللللللللله!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!گریه 

گفتم دکتر یعنی چی گفت یعنی اینکه من تضمین نمی کنم که شکمت آب نیاره

گفتم آخه خیییییییییییلی درد داره تخلیه آب شکم نه بیهوش میکنن نه بی حس

گفت میدونم ولی چاره ای نیست راهش فقط همینه

گفتم خانم دکتر اینکه من از اهواز اومدم تهران یکی از دلایلم فقط به خاطر این بوده که بهم گفتن دکترا اینجا چون بهترن یه کاری میکنن که شکمم آب نیاره گفت نه اینطوری نیست شما به این آمپولا حساسیت داری من تضمین نمیکنم ممکنه آب بیاره و ممکنه شانس باهات یاری کنه و نیاره

به هر حال من برات آزمایش می نویسم + عکس رنگی اینا رو انجام بده ماه دیگه بیا ببینم جواب آزمایشت چی بوده اون موقعه جواب قطعی رو بهت میدم

اینم از شانس منه بیچاره از چیزی که وحشت دارم احتمال داره به سرم بیاد

تا ماه دیگه ببینم چی میشه

به رضا نگفتم که دکتر گفته احتمال داره شکمت آب بیاره

چون اگه می گفتم زندگی رو به کام من و خودش زهر می کرد

حالا هی می خواست بشینه غصه بخوره هی آه بکشه هی خدا خدا کنه

برای همین گفتم ولش کن تا 100 درصد مشخص نشده برای چی بهش بگم

اینم از این

پی نوشت: تو مطب بغض کردم طوری که گلو درد گرفتم و دیگه تو ماشین ترکید اشک ریختم تا سبک بشم وگرنه غم باد میکردم از اینکه چرا من باید اینطوری بشم از اینکه اگه دکتر ماه دیگه گفت که 100درصد شکمت آب میاره

از اینکه جواب بقیه رو چی بدم از اینکه چه تصمیمی بگیرم

یا باید به رضا بگم نههههههه یا باید این موضوع رو قبول کنم و برم به سمت کابوسی که تمام وجودم رو گرفته که هر دو سختن

دل شکستن سخته

تحمل درد سخته

و از همه بدتر اینکه فکر کنن خودخواهی از همه بدتر اینکه فکر کنن فقط به فکر خودت هستی و به کسی دیگه فکر نمیکنی!!!

من یه بار عکس رنگی گرفتم خانمها می دونید که چقدر درد داره ولی دکتر گفت چون تاریخش ماله چند ساله پیشه قبول نیست از اوللللل!!!!!!!!!!!!!!!

ای خدا

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات () |


Design By : Night Skin