برای قندکم

منتظر قندکی هستم

سلام

بعد از 14 روز برگشتم

امیدوار بودم بیام اینجا و خبر اومدن قندک رو بدم ولی خب نشد

19 بهمن صبح ساعت 8 ای یو ای شدم زیاد درد نداشت یه کوچولوی کوچولو فقط

خانوم دکتر گفت 14 روز از ای یو ای که گذشت بزارین 4 روز بعدش اگه اتفاقی نیوفتاد برین آزمایش بدین.

بعد اومدم خونه و فقط استراحت کردم تو این مدتی که تو خونه بودم از بسکی روی تخت دراز کش بودم کمر درد گرفتم یه روی تخت بودم یه روی مبل اونم با یه بالشت تو این مدت فقط کارم استراحت بود و غذا هم می زاشتن تو سینی و می آوردن برام که یه وقتی از جام تکون نخورم

14 روز یه جا خوابیدن واقعا زجر آور و خسته کنندست منکه مریض نبودم و فقط باید استراحت میکردم ولی همش می گفتم خدایا برای سلامتی که بهم دادی شکر 1000 باز شکر که هیچی بهتر از روی پای خود ایستادن نیست

واقعا برام سخت بود که من بخوابم و یکی کارهامو انجام بده

خلاصه 1 اسفند ساعت 11 شب لکه بینی پیدا کردم و فهمیدم که هیچ به هیچی و همه استراحتها بی فایده بوده

بی بی چک گذاشتم و منفی شد ولی همون لکه بینی کافی بود که بدونم چی شده

خدا بزرگه

ولی از یه چیزی خیییییییییییلی خوشحالم که دوستانی مثل شماها دارم

کامنت هاتون رو خوندم کلللللللللللللی کیف کردم

کلی برام دعا کرده بودین که خوشحالم کرد

همین که شماها برام دعا میکنید یه دنیا برام ارزش داره

بالاخره یه روزی خدا یکی از این همه صداها رو میشنوه

من مطمئنم

دوستتون دارم و براتون آرزوی بهترینها رو دارم

نمیدونم برنامه آیندم برای قندک چیه

ولی خودم فکر میکنم یه مدت استراحت کنم از نظره فکر یه کمی خسته ام

می خوام دنبال یه راه حل باشم

ای وی اف و میکرو که نمی تونم انجام بدم چون برام یه کابوسه از اتفاقی که قبلا برام افتاده وحشت دارم حتی فکر کردن بهش اشکم رو در میاره

فعلا نمی دونم چکار باید بکنم

خب زندگی جریان داره و باید زندگی کرد پس بهتره به بهترین نحوه ممکنه زندگی کنم با چیزهای که دارم خوشم و با امید اونا و برای اونا زندگی میکنم

تا ببینم قسمت من کی میشه قندک بیاد بغلم

خدا بزرگه

نوشته شده در سه‌شنبه ٤ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات () |


Design By : Night Skin