برای قندکم

منتظر قندکی هستم

سلام مامانی

دیروز همونطور که گفتم از اداره مستقییییییییم رفتم دکتر وااااااای فکر میکردم نفر اول باشم ولی ......

از دور دیدم در مطب شلوغه فکر کردم کسی حالش بد شده و مردم دورش جمع شدن . نزدیکتر که شدم دیدم نخیییییییر بابا اینا همه تو صفن که برن تو مطب!!!!!!

به یکیشون گفتم شما مگه ساعت چند اومدین گفت ساعت 2 !!!! و من ساعت 4 رسیده بودم اونجا

خلاصه ساعت 4:30 در مطب باز شد و همه رفتن تو مطب نفر 21 بودم

ساعت 8 شب نوبتم شد دکتر سونو کرد

گفت 5 تا آمپول برات می نویسم (فوستیمن)

از امروز روزی یکی بزن راس ساعت 6

12 بهمن بیا که دوباره سونو بشی و بگم چه روزی بری بیمارستان برای بستری شدن و ای یو ای

رفتم داروخانه که داروها رو بخرم اون سری آمپولها شدن 27 هزار تومان فکر کردم الانم همون میشه

وقتی داروهام رو گرفتم گفتم چقدر میشه خانوم؟؟ گفت 80 هزار تومان

گفتم ایییییییییی به چششششششششم

آمپولها با اون دفعه ی فرق میکنن اینا رو باید تو بازو بزنم زیر جلدیه وووووووای خیلی درد داشت

قندکی اینقدر از این آمپولهای هورمنی می ترسم و بدم میییییییییییییییییاد که خدا میدونه

مامانی منتظرتم

میشه این دفعه بیای؟؟؟؟؟؟؟؟

 

نوشته شده در یکشنبه ٤ بهمن ۱۳۸۸ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات () |


Design By : Night Skin