برای قندکم

منتظر قندکی هستم

سلام

 یه سلام سرد از یه شهر گرم (خوزستان/ اهواز) ولی الان سردهاااااااااااااا

یلدااااااااااا مبااااااااااااارک

شب یلدا چقدر هیجان داره بازار شلوغه و مردم یه جورین انگاری همه عجله دارن می خوان زودی خرید کنن برن خونه که کارهاشون رو انجام بدن حالا یا میرن مهمانی یا مهمان براشون میاد ما که قرار بود مهمان برامون بیاد اونم کلللللللللللی ولی بهم خورد و نه کسی اومد نه جایی رفتیم چرا؟

١-  من زیادی خسته بودم هم جسمی هم فکری

٢-  رضا هم سرش درد میکرد

راستی جواب آزمایش رو گرفتیم دیروز بعد از ظهر گرفتیمش با آزمایشهای قبلی خیلی فرق میکنه کلا همه چیزش فرق داره یعنی اینکه خیییییییییییلی دقیقتره حتی شکل بچه هامونم دیدیم نیشخند 

هر چی من این آزمایش رو زیر و رو کردم نتونستم چیزه زیادی ازش سر در بیارم هی این ورش کردم هی اون ورش کردم رفتم تو بابی لون رفتم ازمایشهای قبلی رو در آوردم و مقایسه کردم ولی چیزه زیادی دستگرم نشد یه چنتا چیز فهمیدم که یکیشون با قرمز جلوش نوشته بودن آنرمال یعنی نرمال نیست!! بعد یه جدول بود که رو به روش جدول بچه های ما بود خیلی با هم فرق میکردن اون جدوله که مثلا اگه جواب آزمایش رضا  خوب میشد باید شبیه ش بود با مال ما خیییییییلی فرق داشت

اون جدوله رو وقتی نگاه میکردی یاد کوه نوردی می افتادی حس میکردی داری از کوه می ری بالا ولی وقتی جدول ما رو نگاه میکردی یاده پارک و سرسره می افتادی حس میکردی هر لحظه می خوای سقوط کنی بله مامانی گلم چیزهایی که از آزمایش دستگیرم شد همین سرسره و اون آآآآآ نرماله بود که فکر میکنم آزمایش خوب نباشه

وقت گرفتم برای چهارشنبه یعنی فردا برم دکتر ببینم حدسام درست بوده یا نه رضا که به جدول نگاه کرد همون فکر منو کرد و کللللللللللللی غصه خورد حالا من هر چی می خوام ماست مالی کنم هر چی می خواد فکرش رو منحرف کنم عوض کنم ولی فایده ای نداشت که نداشت نتیجه ش این شد که بابایی کلی غصه خورد و رفت تو اتاق و تا ساعت ٨ بیرون نیومد منم گفتم بزارم تنها باشه بهتره مزاحمشم نشم میدونم که کلی دلش شکسته و غصه خورده و غرورش جریحه دار شده الهی من برات بمیرم که هر بار آزمایش میدی هم قبلش و هم بعدش کلی خجالت میکشیدی و غصه می خوری و من به خودم میگم مریم بمیری ولش کن این رضا رو کشتیش ولی دوباره یه چند وقت بعدش این قندکی میاد جلوم میگه مامان منو مگه نمی خواین خب اگه می خواین بیاین دنبالم

منم میرم ولی تا حالا که دستم بهش نرسیده

مگه دستم بهت نرسه قندک

فردا مشخص میشه که باید چه بلایی به سرم بیاد

نمیدونم این چهارشنبه ها چی داره که منه بیچاره هی باید برم دکتر امان از چهارشنبه هاااااااااا

پی نوشت:  در گذشت آیت الله منتظری روحانی مهربان و دلسوز رو به همه دوستان و دوستارانش تسلیت عرض میکنم

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱ دی ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات () |


Design By : Night Skin