برای قندکم

منتظر قندکی هستم

خدایا

بارها و بارها باهات حرف زدم چه حرف زدم چه حرفهام رو

نوشتم

حالم خوب نیست

یه طوریم

 دوست دارم گریه کنم

دلم گرفته

میدونی آدم از کی ناراحت میشه و بیشتر دلش میگیره و

میشکنه؟

از اونی که خیلی دوستش داره و اصلا انتظارش رو نداره

ناراحتش کنه!

من تو رو خیلی دوست دارم

دوستت دارم چون:

بزرگی

مهربونی

صبوری

بخشنده‌ای

چون خداااایی

ولی منکه این همه خوبی ندارم منکه به اندازه تو صبر ندارم

مهربونی ندارم بزرگی ندارم دلم زود میگیره زود میشکنه تا

اینطوری میشم میام پیش خودت میام با تو حرف میزنم تو

سنگ صبور منی تو که از همه چیزه من خبر داری تو که

همه حرفهای دلم رو میدونی پس کمکم کن

کمکم کن

که بیشتر از این چشم انتظار نباشم

فردا میرم دکتر برای سونو و مشخص شدن روز آی یو آی می خوام

 همراهم باشی می خوام کمکم کنی هم به من هم به اونایی که

چشماشون مثل چشمای من منتظره

منتظره یه هدیه یه معجزه یه امید

قرارمون برای فردا بعد از ظهر با هم میرم دکتر

پی نوشت:

دوستان عزیزی که این وبلاگ رو می خونید برام دعا کنید دعا کنید این دفعه دست پر برگردم

شنبه میام می نویسم دکتر چیااا بهم گفت

دوستتون دارم

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٤ آذر ۱۳۸۸ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات () |


Design By : Night Skin