برای قندکم

منتظر قندکی هستم

دلم برای بابایی بیچاره می سوزه خیییییییییییلی هم زیاد می سوزه ناراحت

از دست نی نی بلا

اون گرده درخت خرما بود که گفتمااااااااااااا خب

داره اونو می خوره هر روز و روزی ٢ بار نصف قاشق غذاخوری کله سحر و نصف قاشق غذاخوری آخر شب

معدش درد گرفته از این دارونگران

آخه با عسل قاطیه اونم عسل زیاد درسته که میگن عسل برای معده خوبه ولی خب نه هر معده ای تازه خوده گرده هم خییییییییییییلی گرمه و این بابایی رو اذیت میکنه گریه

چند روزه ÷یش بهم گفت مریم نمیشه چند روزی از این دارو نخورم

من گفتم نهههههههههههههه از خود راضی باید هر روز بخوریش وگرنه جواب نمی گیریم بعد دلم براش سوخت دوست داشتم یه بار دیگه بهم بگه که منم بگم باشه ١ الی ٢ روزی نخور ولی بهم نگفت تا فرداش که دیدم هی میگه معدم از این دارو درد گرفته منم از فرصت استفاده کردم و گفتم رضا اگه معدت رو خیلی اذیت میکنه ١ روز نخور بعد که بهتر شدی دوباره بخور قلب

و این شد که درمان ١ روز عقب افتاد و بعد از یه استراحت کوچولو دوباره شروع شد و خدا رو شکر تا فعلا که نگفته معدم درد میکنه

تا ببینیم چی میشه

یعنی واقعا تاثیر داره ؟سوال

چه میدونم ولاه ما که هر چی بهمون میگن زودی انجام میدیم و هر کاری میگن زودی میریم سراغش

می خواستم این ماه برم ای یو ای ولی اسباب کشی داریم بعد گفتم خب ماه بعدش میرم که اونم نمیشه چون عروسی داریم و عروس خانم از شیراز میاد اهواز و خانوادش که فامیل نزدیک من و بابایی میشن میان خونه ما مژه

÷س ما برای چند روز یه عالمه مهمان شیرازی داریم و من نمی تونم استراحت کنم اینطوری که من حساب کردم اگه می خواستم برای ای یو ای دقیقا با اومدن اونا یکی میشد ÷س تصمیم گرفتم که نرم و بزارم برای ماه بعدش

÷یش خودم گفتم که ما که چند ساله منتظریم این ١ ماه هم روش به بابایی هم که گفتم گفت هر طور خودت دوست داری

قندک بفرما شیرینی   نیشخند     همین الان یکی از همکارمون که عروس شده بود برامون شیرینی آورد

منتظر شیرین ترین شیرینی دنیا هستم

زودی بیا مامانی

 

نوشته شده در یکشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸۸ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات () |


Design By : Night Skin