برای قندکم

منتظر قندکی هستم

سلام دوستان عزیز و مهربونم

این آخرین مطلب ی هست که تو وب قندک می نویسم

دیگه هیچ وقت اینجا آپ نخواهد شد

این بار هم نشد!!!!!!

عمل تخمک کشی رو انجام دادم سخت بود

درد داشتم خیلی زیاد 10 تا تخمک داشتم دکتر گفت با اینکه آمپولات خیلی کم بودن ولی خیلی خوب جواب دادن

دوشنبه عمل انتقال انجام شد

5 جنین تشکیل شده بود یکی شون کیفیت نداشت

4 تا دیگه رو انتقال دادن و من 14 روز استراحت مطلق بودم

ولی از روزه 10 لکه بینی پیدا کردم

آز دادم بتا 2 بود!!!!!!!! یعنی منفی

خدا رو شکر میکنم که حداقل شکمم اب نیاورد خیلی از این مورد می ترسیدم خیلی زیاد

بعد از انتقال دکتر گفت تا 5 شنبه خطر اب آوردن تهدیدت میکنه روزه 4 شنبه حالم بد شد خیلی بد

دقیقا حالتهای 3 سال پیش رو داشتم

نمی دونید چقدر ترسیده بودم سرم به شدت گیج می رفت توانایی ایستادن رو نداشتم دستم و پا بی حس می شدن با حالت تهوع شدید

به دکتر تل زدم همه چی رو بهش گفتم

گفت اگه تا فردا خوب نشدی بیا بیمارستان

چون ممکنه این حالتهایی که میگی به خاطر عوارض آمپولها باشه

خدا رو شکر که بهتر شدم

البته بعد از تزریق 5 سرم آلبومین و از کابوسی که می ترسیدم رها یافتم

ولی دیگه نمی خوام این راه رو برم

هرگز

یا حق

نوشته شده در دوشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات () |

سلام به همه دوستان مهربون و دوست داشتنی خودم

مرسی عزیزانم

مرسی از لطفتون و اینکه نگران من هستین

خیلی وقته آپ نکردم چون مرتب می رفتم دکتر انگاری دل و دماغ نداشتم، گذاشته بودم با یه عالمه خبر بیام پیشتون

الان کلی خبر دارم

دکتر منو مرتب سونو میکنه تقریبا هفته ی 2 بار و امپول خیلی کم بهم میده یعنی هر بار که میرم سونو 2 الی 3 تا آمپول میده تا سونوی بعدی تمام شدن

و بعد از اینکه سونوی جدید میشم دوباره آمپول میده و ..... این کار و برای این انجام میده که یه بار شکمم آب آورده

و جز بیمارهای خاصش هستم

برای همین مثل بقیه بیمارها باهام برخورد نمیکنه که مثلا یه جا بگه برو این 20 تا آمپول رو بزن خلاصه خیلی چک م میکنه

آمپولا زیر جلدی هستن و خودم تزریق میکنم از تزریقشون بدم میاد یه حس ه بدی بهم میدن احساس میکنم معتاد هستم نیشخند ولی مجبورم خودم این کارو انجام بدم چون امپولها صبح باید تزریق بشن و منم صبح تا بعد از ظهر اداره هستم نمی تونم هر روز اجازه بگیرم و برم بیمارستان  تا الانشم کلی باهام همکاری کردن.

امروز هم سونو داشتم

سونوی آخر!

شنبه ساعت 12 ظهر عمل میشم

همونی عملی که از بعدش می ترسم همون عملی که 3 سال پیش شدم و دردش رو هیچ وقت فراموش نمی کنم

عمل تخمک برداری

بعداز عمل باید منتظر جواب باشیم

لقاح

اینکه ببینم چطوری بودن و اینکه آیا خوب بودن و آیا برای انتقال مناسب هستن یا نه

اگه مناسب بودن فکر میکنم 3 شنبه یا 4 شنبه عمل انتقال رو انجام بدن و من برای 2 هفته استراحت مطلق میشم

تا جواب رو بگیرم

اگه + بود که مرخصی استعلاجی میگیرم و بازم استراحت

ولی اگه _ بود میام سرکار و در خدمت همه هستیم

توکل به خدا

امیدوارم اونی رو برام رقم بزنه که می خوام

اون چیزی رو که تو دلم هست

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٩ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات () |


Design By : Night Skin